آخر ِ نمایش

وقتی یه کتاب ، فیلم ، یا هر جور داستان و قصه ای رو می کنید ، خودتونو توی دنیای اون قصه تصور می کنید
با شخصیتاش زندگی می کنید
باهاشون ماجراجویی می کنید
لحظه به لحظه همراهشونید
ولی یه واقعیت هولناک توی تمام قصه ها هست
اونم "پایان"ه
آخر داستان که می رسه ، آدم مجبوره از دنیای خیالیش بکشه بیرون و واقعیت دور و برش رو ببینه
تمام اون شخصیتا دیگه راه خودشونو رفتن ، تورو تنها گذاشتن
این حس تنهایی بعد از "پایان" منو از درون می بلعه
واسه همین از هر چیزی که "پایان" و تنهایی داشته باشه فراریم...

Leave a Reply