آی آدم ها که بر ساحل نشسته ، شاد و خندانید...


در پی آن همه خون ،
که بر این خاک چکید ،
ننگ مان باد این جان !
شرم مان باد این نان !
ما نشستیم و تماشا کردیم !

 ما ، همان جمع پراکنده ... / فریدون مشیری
پ.ن : یک سال و 142 روز پیش بود...

This entry was posted by مهدی نبوی. Bookmark the permalink.

3 thoughts on “آی آدم ها که بر ساحل نشسته ، شاد و خندانید...”

Leave a Reply