خیلی بده
وقتی همه می گن فلان موضوع تموم شده
خودتم همینو میگی و سعی کنی بفهمیش
ولی هنوز خیالبافی می کنی ...
فکر می کنم اگه یه کلبه بالای یه کوه بلند داشتم ، این مشکلات وجود نداشت
هر روز صبح می رفتم و از بالای کوه فریاد می کشیدم
هر روز ذره ذره احساسات ِ باقی مونده ِ لعنتیم رو میریختم بیرون
بعدم نفس می کشیدم تو هوای کوه و میرفتم واسه خودم یه چایی داغ می ریختم...